www.jannat.tv
نــــوای دیــجیتال
مراسم بعدی

بمناسبت شهادت حضرت معصومه سلام الله

جمعه ۸ دی ماه ۹۶ _ گلستان فلکه دوم _کوچه یاس دو حسینیه حضرت ابالفضل راهنمای هیئت (۰۹۳۷۱۵۲۶۲۴۰)

» اخبار


  • لیست سیاه مختار+جدول

    مختار ثقفی که سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن تحقق بخشد، لیست سیاهی از جانیان حادثه کربلا تهیه کرد و آنان را به اشد مجازات رساند.

    مختار با توجه به اینکه مردی کاردان و سرد و گرم چشیده بود، سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن و کامل پیاده کند.

    بنابراین، برخی افراد که در لشکر عمر بن سعد مرتکب جنایات علیه خاندان عصمت و طهارت در روز عاشورا شدند، در لیست سیاه مختار قرار گرفتند.

    این لیست سیاه توسط حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی مؤلف کتاب «ماهیت قیام مختار» از سه کتاب تاریخ طبری، تاریخ کامل ابن‌اثیر و بحارالانوار علامه مجلسی استخراج شده است:

     

    نام و نام پدر جرم مجازات نحوه مجازات
    ۱-عمر بن سعد بن وقاص فرماندهی کل لشکر کوفه و شام در کربلا و جنایات متعدد اعدام با ضربات شمشیر و جدا کردن سر از بدن در خانه‌اش
    ۲-حفص بن عمر بن سعد همکاری با پدر در جنایات کربلا اعدام جدا کردن سر او در محضر مختار
    ۳-شمر بن ذی‌الجوشن فرماندهی پیاده نظام در کربلا و جنایات مکرر اعدام کشته شدن در درگیری و سپس سر او از بدنش جدا کردند
    ۴-سنان بن انس کسی که سر امام حسین(ع) را از بدنش جدا کرد و جنایات دیگر اعدام قطع انگشتان و بریدن دست و پایش، در حالی‌که هنوز جان داشت، در دیگ روغن جوشیده زیتون انداختند
    ۵-خولی بن یزید اصبحی حامل سر بریده امام و جنایات مکرر در کربلا و قاتل عثمان بن علی و جعفر بن علی در روز عاشورا اعدام با شمشیر کشته شد و بدن او را آتش زدند
    ۶-بجدل بن سلیم کلبی بریدن انگشت امام حسین اعدام قطع انگشتان و قطع دست و پا تا به هلاکت رسید
    ۷-حرمله بن کاهل اسدی تک تیرانداز کربلا و قاتل علی اصغر و عبدالله فرزند امام حسن و جنایات مکرر در کربلا اعدام قطع دست و پا و سپس بدن او را آتش زدند
    ۸-حکیم بن طفیل سندسی لباس ابوالفضل را غارت کرد و به سوی امام حسین تیراندازی کرد و قاتل ابوالفضل بود اعدام تیرباران تا مردن و به روایتی دست و پای او را به زمین میخ کردند و با ۹ نفر دیگر(که روز عاشورا اسب بر بدن امام حسین تاختند) اسب بر بدنشان تاختند تا به هلاکت رسیدند
    ۹-مره بن منقذ عبدی قاتل علی اکبر و جنایات دیگر اعدام یک دستش هنگام دستگیری به شدت مجروح شد، فلج شد و فرار کرد
    ۱۰-زید(یزید) بن رقاد جهنی تک تیرانداز در کربلا، قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل و شرکت در قتل ابوالفضل عباس اعدام سنگسار و سپس تیرباران شد
    ۱۱-عمرو بن صبیح از عوامل مهم کربلا و قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل با ضربات نیز به هلاکت رسید و به روایتی جزو آن ۱۰ نفری بود که دست  و پایشان را بر زمین میخ کردند و اسب بر آنان تاختند تا کشته شدند
    ۱۲-مالک به هشیم بدائی کلاهخود امام حسین را به غارت برده بود اعدام قطع دست و پا به هلاکت رسید
    ۱۳-عبدالله بن اسید جُهنی شرکت فعال در حادثه عاشورا اعدام گردن او را زدند
    ۱۴-حمل بن مالک محاربی شرکت فعال در جنایات کربلا اعدام گردن او را زدند
    ۱۵-رقاد بن مالک بجلی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
    ۱۶-عمرو بن خالد بجلی شرکت فعال در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
    ۱۷-عبدالرحمان بن بجلی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت خیمه و لباس امام(ع) اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
    ۱۸-عبدالله بن قیس خولانی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار گردن او را زدند
    ۱۹-مالک بن بشیر بُدی شرکت فعال در ماجرای کربلا اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
    ۲۰-عثمان بن خالد جهنی قاتل عبدالرحمان بن عقیل پسر عموی امام حسین و به غارت بردن لباسش اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
    ۲۱-زیاد بن مالک شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأعام گردن او را زدند
    ۲۲-عبدالرحمان بن ابی‌خشکاره شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(ع) اعدام در ملأعام گردن او را زدند
    ۲۳-اسحاق بن حوبه جزو گروه ۱۰ نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(ع) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
    ۲۴-اخنس بن مرشد جزو گروه ۱۰ نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(ع) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
    ۲۵-عبدالله بن صلخب قیسی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
    ۲۶-عبدالرحمان بن صلخب شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
    ۲۷-عبدالله بن وهب همدانی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
    ۲۸-عثمان بن خالد دهمانی قاتل یکی از جوانان بنی‌هاشم در روز عاشورا اعدام جلو منزل کنار چاهی گردن او را زدند
    ۲۹-هبیاط و عبدالرحمان بن زرعه از عوامل فاجعه کربلا کشته شدن در درگیری در منزل خود و در درگیری کشته شدند
    ۳۰-رجاء بن منقذ عبدی اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
    ۳۱-سالم بن خثیمه اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
    ۳۲-واحظ بن ناعم اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
    ۳۳-صالح بن وهب اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
    ۳۴-هانی بن ثبیت اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
    ۳۵-اسید بن مالک اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه ۱۰ نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند

     

    جدول بالا فهرست کوتاهی از اسامی کسانی است که در تاریخ به نام آنان اشاره شده است.

     یاعلی مدد

  • یزید چگونه مرد+ماجرای نبش قبر معاویه و فرزندش

    یزید چگونه مرد+ماجرای نبش قبر معاویه و فرزندش

    یزید بن معاویه که مجرم اصلى در فاجعه خونبار کربلا بود، تنها سه سال پس از این فاجعه، در ۳۸ سالگى با مرگی ننگین از دنیا رفت و با مرگش، حکومت فاسق خاندان ابوسفیان پایان یافت.

    یزید بن معاویه بن ابوسفیان ـ که مادرش مَیسون، دختر بَجدَل کلبى بود ـ در سال ۲۵ یا ۲۶ هجرى، متولّد شد و در سال ۶۴ هجرى، به هلاکت رسید.

    وى که مُجرم اصلى در فاجعه خونبار کربلا بود، تنها سه سال پس از این فاجعه، در ۳۸ سالگى با ننگ آمیزترینِ مرگ‌ها از دنیا رفت و با مرگش، حکومت ننگین خاندان ابوسفیان نیز پایان یافت.

    «دانشنامه امام حسین(ع)» درباره قول‌های مختلف علّت مرگ ناگهانى یزید، می‌نویسد: در این زمینه قول‌ها مختلف هستند، اما مورّخان، اتفاق نظر دارند که افراط در مِىگُسارى و بَدمستى، موجب هلاکت او شد.

    برخى گفته‌اند: وى هنگام رقص و در حال بدمستى به زمین خورد و مغزش متلاشى شد، برخى گاز گرفته شدن توسط میمونش را که با وى بازى مى‌کرد و برخى کثرت مىگسارى و قى کردنِ پیاپى آن را عامل هلاکت او ذکر کرده‌اند.

    همچنین گزارش شده که صورت او پس از مرگ، همچون قیر سیاه شد و با ظاهرى چون باطنش به عالم آخرت منتقل شد.

    * نبش قبر فرزند و نوه ابوسفیان کی اتفاق افتاد

    ناگفته نماند که عباسیان، در سال‌هاى نخست حکومتشان، قبرهاى یزید، معاویه و عبدالملک بن مروان را نبش کردند و استخوان‌هاى باقى مانده آنان را آتش زدند.

    در کتاب «أنساب الأشراف» نبش قبر یزید، این گونه روایت می‌شود: وقتى عبدالله بن على عباسى (۱) به رود ابو فُطرُس (۲) رسید، دستور داد که براى بنى امیّه اعلام امان کنند، آنان همه در اطراف او گرد آمدند و سپاه خراسانى -حامى بنى عبّاس- با گُرز به آنان یورش آورد و آن‌ها را کشت.

    عبدالله هم جمعیتى از آنان و پیروانشان را به قتل رساند و دستور داد قبر معاویه را شکافتند و چیزى از معاویه جز استخوان باریکه‌اى باقی نمانده بود، قبر یزید بن معاویه را هم شکافتند و جز استخوان‌هاى بند مفاصل پاى او را پیدا نکردند، از عبدالملک بن مروان نیز قطعه‌هایى از سرش پیدا شد… و هر چه از گورها گرد آورده بودند، آتش زدند.

     

    *پی‌نوشت‌ها:

    (۱)عبدالله بن على بن عبدالله بن عبّاس بن عبدالمطّلب، عموى سفّاح و منصور عبّاسى بود که از سوى سفّاح به جنگ با مروان بن محمّد (آخرین خلیفه اُموى) گسیل شد و به سوى مروان رفت تا او را کشت و بر منطقه شامات، سیطره یافت و تا پایان خلافت سفّاح، فرمان رواى آن جا بود، وقتى منصور به حکمرانى رسید، او با منصور به مخالفت برخاست و مردم را به سوى خویش، دعوت کرد، منصور، او را زندانى کرد و در زندان بغداد ماند تا سقف زندان بر سرش خراب شد و در سال ۱۴۷ قمری کشته شد.

    (۲)جایى است در نزدیکى رمله در فلسطین.

  • تاریخ بنا و بازسازی بارگاه سیدالشهدا(علیه السلام)

    تاریخ بنا و بازسازی بارگاه سیدالشهدا(علیه السلام)

     اولین علامت بارگاه امام حسین(علیه السلام) از سوی قبیله‌ بنی‌اسد که در نزدیکی کربلا سکنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی ویژه برای به خاک سپردن سید الشهدا(علیه السلام) برگزار کردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند که سایبانی کوچک بر قبر حضرتش بود. با بر سر کار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی که حکومتش را به نام خونخواهی از قاتلان امام حسین(علیه السلام) در کوفه برقرار کرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

    از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله‌گاهی برای شیعیان بخصوص در کوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(علیه السلام) ساخت و روستایی در آن منطقه تشکیل شد.

    دشمنی خلفا و محبت مردم

    حرم حسینی در طول تاریخ از یکسو همیشه مورد دشمنی خلفا و کژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حکومت عباسی‌ها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(علیه السلام) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارون‌الرشید، پنجمین خلیفه عباسی که در سال ۱۹۳ هجری قبر شریف امام حسین(علیه السلام) و تمامی خانه‌های اطراف آن را ویران کرد.

    پس از هارون‌الرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد که تا سال ۲۳۳ هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوکل عباسی بر جای ماند، اما متوکل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت که هارون‌الرشید گذاشته بود و سیاست حکومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوکل عباسی که عشق و محبت به حسین(علیه السلام) را ریشه در حب اهل بیت می‌دانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده‌ بارگاه امام حسین(علیه السلام) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(علیه السلام) و تمامی خانه‌های اطراف آن را صادر کرد و زیارت امام حسین(علی اعلیه السلام) را ممنوع کرد.

    متوکل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو کرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب کرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است که شخصی به نام «دیزج» که یهودی‌الاصل بود، مامور متوکل عباسی برای کشتن زائران امام حسین(علیه السلام) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت که هر زائری را که برای زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) به آن مناطق پا می‌گذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن که متوکل عباسی در سال ۲۴۷ هجری به هلاکت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(علیه السلام) ساخته شد به گونه‌ای که این بنا آنقدر ارتفاع داشت که مردم از دور دست آن را تشخیص می‌دادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار می‌شدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانه‌های خود را در نزدیکی قبر شریف امام حسین(علیه السلام) در کربلا بنا نهند که در راس آنان «ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(علیه اسلام)» قرار داشت و او اولین علوی بود که در سرزمین کربلا سکنی گزید و این حادثه در سال ۲۴۷ هجری اتفاق افتاد.

    کربلا از زبان مورخان

    ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از کربلا را در سال ۷۲۶ هجری یا ۱۳۰۷ میلادی توصیف می‌کند: من در زمان حاکمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت کربلا شدم.

    این شهر، شهر کوچکی بود که اطراف آن را نخلستان‌های بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاک این شهر را به حاصلخیزترین خاک تبدیل کرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود که بارگاه مقدس امام حسین(علیه السلام) به آن قداست و حرمتی دیگر می‌داد. هیچ کس وارد حرم امام حسین(علیه السلام) نمی‌شد، مگر آن که از درگاه وی رخصت می‌خواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پرده‌های آن از حریر.

    پدرو تکسرا، مورخ اسپانیایی که در سال ۱۶۰۴ میلادی و ۱۰۲۴ هجری از کربلا دیدن کرده بود، از این دیدار چنین می‌گوید: این شهر ۴۰۰۰ خانه دارد و ساکنان آن اکثرا عرب و نیز ایرانی و ترک هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مکان‌هایی خاص ساخته شده است که به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع می‌‌کنند. حرم امام حسین(علیه السلام) از مهم‌ترین مناطق کربلا به شمار می‌رود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) می‌شوند.

    این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(علیه السلام) می‌نویسد که برای کسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم می‌دادند و نیز شب‌های به شهادت رسیدن امام حسین(علیه السلام) را احیا می‌کردند؛ به گونه‌ای که در این شب‌ها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمه‌هایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده می‌شد.

    نقشه ساختمان حرم امام حسین(علیه السلام)‌

    محل دفن حضرت امام حسین(علیه السلام)، اکنون داراى سقفى است که روى آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرک این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته که همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هم‌اکنون حرم امام حسین(علیه السلام) را تشکیل مى‏دهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است. صحن مطهر حسین(علیه السلام)‌ داراى هفت باب است که عبارتند از: باب قبله که ساعتى بر فراز آن نصب است، باب قاضى‌الحاجات، باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانى، باب بازار بزازها، باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافى که به در بین‌الحرمین نیز معروف است.

    حضرت امام جعفر صادق (علیه‌السلام) فرمود: «نماز در چهار مکان کامل خوانده می ‏شود: مسجد‌الحرام (مکه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد کوفه، و حرم امام حسین (علیه‌السلام).»

    روز و کیفیت تدفین شهدای کربلا

    در میان اقوال مورخان درباره تاریخ دقیق و چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندک تفاوتی، دیده می‌شود. شیخ مفید پس از ذکر اسامی ۱۷ نفر از شهیدان بنی‌هاشم که همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(علیه السلام)‌ بودند، می‌فرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند که هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(علیه السلام)‌ آنان را زیارت می‌کنند و علی بن الحسین(علیه السلام)‌ علی‌اکبر(علیه السلام) از جمله آنان است، برخی گفته‌اند: محل دفن علی‌اکبر نسبت به قبر امام حسین(علیه السلام)‌ نزدیک‌ترین محل است.

    شیخ همچنین می‌گوید: ‌پس از بازگشت عمر بن سعد از کربلا، جماعتی از بنی‌اسد که در غاضریه سکونت داشتند، آمده و بر پیکر امام حسین(علیه السلام)‌ و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی که الان قبر اوست، دفن کردند و علی ابن الحسین (علی‌اکبر علیه السلام)‌ را در پایین پای پدر به خاک سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیره‌ای کندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن کردند و عباس بن علی(علیه السلام)‌ را در راه غاضریه، در همان محلی که به شهادت رسید و اکنون قبر اوست به خاک سپردند.

    به هر صورت مورخان در مورد روزی که پیکر مطهر شهدای کربلا دفن شده ­اند اختلاف نظر دارند. عده­ای روز یازدهم و برخی دیگر هم روز سیزدهم محرم را زمان دفن شهدای کربلا بیان کرده ­اند. علما و مورخان اهل سنت، بالاتفاق بر این باورند که مراسم تدفین امام حسین(علیه السلام) و یارانش در روز یازدهم محرم سال شصت و یک هجری صورت گرفته است.

    سرشناس ­ترین مورخان شیعه نیز با اهل سنت، در این که روز یازدهم محرم زمان دفن شهدای کربلا توسط طایفه بنی­ اسد است، موافقند. شیخ مفید در ارشاد و سید بن طاوس در لهوف و ابن شهر آشوب در المناقب از جمله بزرگانی هستند که این نظر را تأیید کرده­اند. از جمع روایات نقل شده در این کتب، چنین برمی­آید که دفن شهدا در همان روزی انجام گرفته که عمر بن سعد از کربلا خارج شد؛ یعنی روز یازدهم. در این صورت دفن شهدا در عصر آن روز صورت پذیرفته است؛ چرا که بنابر نقل تاریخ عمر بن سعد بعد از ظهر روز یازدهم راهی کوفه شده بود.

    بنا بر برخی اقوال، پس از رفتن ابن­ سعد و یارانش، جماعتی از بنی­اسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و چون آن بدنهای پاک و مقدس را به آن وضع دیدند دانستند که این بدن ها، اجساد مطهر حسین(علیه السلام) و یاران اوست، پس صدا به شیون و زاری بلند کردند و در شب موقعی که ایمن از دشمن بودند بر امام حسین(علیه السلام) و یارانش نماز گذاردند و آنها را دفن نمودند. امام(علیه السلام) را در موضع فعلی آن و علی اصغر را پایین پای آن حضرت(علیه السلام) دفن کردند، قبری هم برای اهل بیت امام(علیه السلام) حفر نمودند و قبری نیز برای یاران امام(علیه السلام) در پایین پای حضرت(علیه السلام) در نظر گرفتند و آنان را در آنجا به خاک سپردند. بدن مبارک عباس(علیه السلام) را نیز در همان قبری که فعلاً قبر او شناخته می­شود و در همان جایی که به شهادت رسیده بود دفن نمودند.

    برخی دیگر از مصادر شیعی چنین بیان داشته­ اند که: بنی ­اسد در دفن شهدای کربلا، متحیر و سرگردان بودند، چرا که کوفیان بین سرها و بدنهای شهدا جدایی انداخته بودند و بدنها قابل شناسایی نبودند. شیخ مفید در این خصوص می‌نویسد: «… گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(علیه السلام) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(علیه السلام) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(علیه السلام) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(علیه السلام) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند».

    بر اساس این دیدگاه امام سجاد(علیه السلام) اجساد شهدا را دفن نکرده است. افزون بر آن اهل بیت(علیه السلام) هنوز به سوی کوفه و شام حرکت نکرده بودند.

    برخی باور دارند که امام سجاد(علیه السلام) و بنی اسد اجساد شهدا را دفن کرده‌اند. بنی اسد فردای عاشورا پس از رفتن سپاه عمر سعد، عده‌ای از آنان برای دفن شهدای کربلا آمدند، و چون اجساد را نمی‌شناختند، متحیّر بودند. در آن هنگام حضرت سجاد(علیه السلام) آمد و پیکر اهل بیت و اصحاب را یک به یک به آنان شناساندند و آنان در دفن شهدا، حضرت را یاری کردند و برای خویش افتخار آفریدند.

    طرفداران این مبنا باور دارند که در روز یازدهم محرم در هنگام حرکت اهل بیت به سوی کوفه بدن شهدا دفن شده بودند. اینان در برابر این پرسش که چگونه امام سجاد(علیه السلام) که اسیر بود، اجساد را دفن کرده‌اند، می‌گوید: امام سجاد(علیه السلام) با بهره‌گیری از امدادهای غیبی به طور معجزآسا شهدا را دفن نموده است.

    مرحوم مجلسی می‌گوید: از برخی راویان نقل شده که نزد امام رضا(علیه السلام) بودم. علی بن ابی حمزه وابن سراج و ابن مکاره وارد شدند. پس از سخنانی که میان آنان و امام درباره امامتش گذشت، علی بن ابی حمزه گفت: از پدرانت برای ما روایت شده که عهده‌دار امر دفن امام، جز امام نمی‌شود. از امام پرسید: پس بگو حسین بن علی(علیه السلام) امام بود یا نه؟ گفت: امام بود. پرسید چه کسی عهده‌دار کار او شد؟ گفت: علی بن الحسین(علیه السلام). پرسید او کجا بود؟ او که دست ابن زیاد اسیر بود! گفت: بی‌آنکه بفمند بیرون آمد و پدرش را دفن کرد و برگشت.

    امام رضا(علیه السلام) فرمود: خدایی که می‌تواند امام سجاد(علیه السلام) را به کوفه ببرد تا پدرش را دفن کند، می‌تواند صاحب امر امامت را به بغداد برساند تا عهده‌دار کفن و دفن پدرش شود و برگردد، در حالی که نه در زندان است نه اسیر.

    مقرم نیز می‌گوید: چون امام سجاد(علیه السلام) آمد، بنی اسد را دید که کنار کشتگان گرد آمده‌اند و سرگردانند، نمی‌دانند چه کنند و کشته‌ها را نمی‌شناسند، چون بین بدن‌ها و سرهای مقدس جدایی انداخته بودند و گاهی از بستگان آنان می‌پرسیدند.

    امام سجاد به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد. هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشک‌ها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاک‌ها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(علیه السلام) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّه رسول الله، صدق الله ورسوله،‌ ماشاء ولا حول ولا قوه إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بی‌آنکه بنی اسد در این کار همراهی‌اش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری می‌کند.

    چون او را در قبر نهاد، ‌صورت بر آن رگ‌های بریده نهاد و گفت: خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت! دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. اما شبِ بیداری و غم است و اندوهگین همیشگی، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا!

    و بر قبر نوشت: این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را لب تشنه و غریب شهید کردند.

    آنگاه به طرف عمویش عباس رفت و او را در همان حال دید که فرشتگان آسمان‌ها را دهشت زده، و حوریان بهشتی را گریان ساخته بود. خود را روی بدن مقدس او انداخت و رگ‌های بریده‌اش را می‌بوسید و می‌گفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنی‌هاشم! از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی! رحمت و برکات الهی بر تو باد!

    برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانی‌اند که یاری‌ام می‌کنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنی‌هاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیله‌اش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست.

    همچنین نقل است طایفه بنی ­اسد راضی نشدند که پسر عم خویش – حبیب بن مظاهر – با دیگر یاران امام(علیه السلام) دفن شود از این­رو او را در جایی جدا از دیگران و در محلی در بالا سر امام(علیه السلام) که امروز به قبر حبیب شناخته شده است دفن کردند.

    یاعلی مدد

  • جایز بودن سینه زدن یا با دست به صورت زدن

    فتوای تاریخی میرزای نائینی درباره عزاداری بر اباعبدالله (ع)

    فتوایی که بیشتر مراجع اعلام مانند مرحوم خویی مرحوم حائری موسس مرحوم شیخ هاشم آملی مرحوم سید علی بهبهانی و … بر حقانیت آن صحه گذاشته اند و آن را با فتاوای خود تایید کرده اند.

    در کتاب “فتاوی العلماء الاعلام” متن فتوای حضرت آیت الله العظمی آقای شیخ “محمدحسین غروی اصفهانی(میرزای نائینی)” راجع به عزاداری حضرت سیدالشهداء که حدود ۱۰۰ پیش قبل صادر شده است ، آمده است و احدی از علماء در مفاد آن ترید نکرده است.

    شاید بتوان گفت در باب عزاداری سیدالشهدا علیه السلام فتوی ایشان از جامع ترین فتاوی علمای شیعه می باشد. البته در این فتوای فقط به مصادیقی که در ماه های گذشته مورد تردید بعض از افراد قرار گرفته است پرداخته ایم.

     بنام خدای بخشنده مهربان

    بسوی اهالی بصره و اطراف آن پس از تقدیم سلام بر برادران صاحبان مجد و بزرگی اهل بصره و نواحی آن ، تلگرافات و اوراق سوالات شما و نامه هایی که متضمن سوالات شما بود راجع به دسته جات و هیئت های عزاداری در دهه عاشورا و آنچه مربوط به آن دسته ، چون بحمدلله سالم به نجف اشرف برگشتیم جواب سوالات شما را در مسائل ذیل بیان می کنم:

    اول: بدیهی است که بیرون آوردن هیئت ها و دسته جات عزا در دهه عاشورا و مانند آن در کوچه ها و خیابانها بدون هیچگونه شبهه ای جایز است و رجحان دارد و از آشکارترین مصادیق عزای سالار شهیدان و مظلوم کربلاست و نیکوترین وسیله ای است برای تبلیغ هدف عالی حسین بن علی علیه السلام ( ترویج قرآن و دین مبین اسلام ) برای هر دور و نزدیک لکن باید این شعار بزرگ از هر گونه محرمات مانند آواز خوانی و استعمال الآت لهو و لعب و نزاع و کشمکش برای جلو رفتن و عقب رفتن یکدیگر و نزاع بین اهل دو محله و دو هیئت خالی باشد و چنانچه گاهی چنین محرماتی در بعضی از هیئات عزا واقع شود حرمت آنها به عزاداری امام حسین سرایت نمی کند مانند نگاه کردن نمازگزار در حال نماز به زن اجنبی که اگر کسی در حال نماز به زن اجنبی نظر عمدی کند حرام مرتکب شده ولی نمازش صحیح است.

    دوم : هیچ اشکالی نیست در جایز بودن سینه زدن یا با دست به صورت زدن حتی اگر به حدی برسد که سینه و صورت سرخ و سیاه شود ، بلکه اقوی جواز زنجیر زدن است بر شانه و پشت به حدی که به بیرون آمدن کمی خون منجر گردد بنا بر اقوی ….

     ۵ربیع الاول ۱۳۴۵ ه ق
    الاحقر محمد حسین غروی نایینی*

    فتوای آیه الله العظمی مرعشی نجفی

    آنچه مرحوم مغفور آیت الله آقای میرزای نائینی قدس سره که از اعاظم علماء شیعه بوده اند مرقوم فرموده اند صحیح و مطابق واقع میباشد .

    فتوای آیه الله العظمی وحید خراسانی

    بسم الله الرحمن الرحیم.مکتوب حضرت آیه الله نائینی در مورد شعائر حسینیّه مورد تائید است

    وهمچنین علمای بزرگ دیگری این را تایید کرده اند که ما فقط اسم آنهارا می آوریم وسندموجود نیز داریم

    فتوای آیه الله العظمی خوئی قدس سره

    فتوای آیه الله العظمی اراکی

    فتوای آیه الله العظمی شیخ مرتضی حائری

    فتوای آیه الله العظمی میرزا هاشم آملی

    فتوای آیه الله العظمی سید علی بهبهانی

    فتوای آیه الله العظمی سید محمد شاهرودی

    و…

    یاعلی مدد

  • 123